تبليغاتX
دوباره
شعر و اندیشه- مدیریت و صنعت
روز ۲/۹/۸۸ روز مهمي تو زندگي من بود.تو اين روز بلاخره من از پايان نامم دفاع كردم، اساتيد علم وصنعت هم خيلي خوششون اومد و حتي يكي از اساتيد پيشنهاد كرد كه موضوع تحقيق من به عنوان يك واحد درسي براي دانشجو هاي ليسانس ارائه بشه و خود من هم اونرو تدريسش كنم.

موضوع تحقيق من : عارضه يابي صنايع تبديلي كشاورزي وبررسي وضعيت بهره وري در اين صنايع مورد كاوي صنايع توليد كنسرو استان گيلان

چكيده تحقيق رو در ادامه آوردم علاقه مندان براي دريافت اطلاعات بيشتر مي تونن با اي ميل من تماس بگيرند   :

 amin.banimajidi@gmail.com

        چکیده

رشد جمعيت در دهه هاي گذشته باعث شده است كه تامين مواد غذايي از چالش هاي مهم بشر در قرن بيست و يكم به شمار آيد.بنابراين اهميت صنايع تبديلي كشاورزي بعنوان يكي از مهمترين تامين كنندگان مواد غذايي روز به روز پررنگ تر مي شود.

عارضه يابي سازمان ها و شركت هاي مشغول در اين صنعت مي تواند مشكلات و موانع اصلي بهره‌وري اين صنايع رامشخص كند،تا بدينوسيله اين شركت ها با اولويت بندي عارضه هاي موجود خود در مسير درستي براي بهبود وضعيتشان گام بردارند. به منظورعارضه يابي صنايع تبديلي كشاورزي، مدل بنياداروپايي مديريت كيفيت (EFQM)[1] مدنظر قرارداده شده و هفت نمونه از شركت هايي كه در اين صنعت مشغول هستند،انتخاب گرديدند.شاخص هاي مختلف از حوزه هايي كه در مدل ذكر شده موردنظر بود،در اين شركت ها از طريق بررسي مستندات و مصاحبه با كارشناسان مرتبط در شركت ها مورداندازه گيري و ارزيابي قرار گرفتند همچنين پرسشنامه هايي در برخي زمينه ها تهيه و نظرات كاركنان ومديران شركت ها مورد ارزيابي قرار گرفت. ودر نهايت مشكلات و موانع اصلي بهره‌وري اين نمونه ها از طريق شيوه گروه اسمي در شانزده مورد اولويت بندي شده و دلايل اين عارضه ها به همراه راهكارهايي جهت رفع آن ها پيشنهاد گرديد.

 

كلمات كليدي

عارضه يابي ، بهره‌وري، كارايي،اثربخشي



1-       European Fundation for Quality Management

 

                           

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 0:30  توسط امین بنی مجیدی  | 
همیشه پدر رو دوست داشتم نمی گم که همیشه نظراتمون یکی بوده ولی همیشه دوسش داشتم ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که اندازش چقدره شاید اصلا مهم هم نبود.این روزا که خودش نیست هی مدام دارم به دونه دونه حرفاش ایمان می یارم انقار یه جوریه سرنوشت مثله اینکه تصمیم گرفته برای تمام حرفاش شایدم شعراش مصداق جلو چشام بیاره.می دونم نصف شبی دارم چ.. و پ.. تحویل می دم.ولی شاید این نوشته برای آدمای این دنیا نیست.پدر می دونم که این نوشتم رو می خونی.خیلی دلم برات تنگ شده .هر روز که می گذره دوریت برام نزدیکتر می شه ...بابا می دونم که دوستای زیادی داری ووقت اینکه هر شب پیشم بیای رو نداری ولی یک گورستان سخن تو حجم تنگ تنم دفن شده که دیگه تحملم رو بریده .هیچی جات رو پرنمی کنه بابا. خیلی دوست دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 2:8  توسط امین بنی مجیدی  | 

شعري كه  در اين پست آورده شده شعر زیبا، تاثيرگذار و حکیمانه ی شاعر قرن هشتم فرزانه ی گوشه گیر جناب سیف فرقانی است .



هم مرگ بر جهانِ شما نیز بـــگذرد                هم رونق زمـــــان شما نیز بگذرد
وین بومِ مِحنَت ازپی آن تا کند خراب                 بر دولــــت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگــــــــــهان                    بر بــــاغ وبوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیرخاص وعام               بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای سـتـــم دراز              این تیـــــــزی سنان شما نیزبگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد              بـــــیداد ظالمــــــان شما نیز بگذرد
در مملکت چوغُرّشِ شیران گذشت و رفت        این عوعوِ سـگان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غُبارش فرونشست      گَرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت         هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت             ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتَخَر به طالع مَسعود خویشتن               تاثیر اختـــــــران شما نیزبگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید                 نوبت زناکسان شما نیز بگذرد   

 بیش از دو روز بود ازآن دگرکسان                  بعد از دو روز ازآن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم                   تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی                        این گُل، زگُلسِتان شما نیز بگذرد
آبی ست ایستاده در این خانه مال وجاه       این آب نا رَوانِ شما نیز بگذرد
ای تو رَمِه سپُرده به چوپان گُرگ طبع           این گُرگی ِشبان ِشما نیز بگذرد
پیل فَنا که شاه بَقا مات حُکم ِاوست                هم بر پیادگانِ شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف                یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 18:48  توسط امین بنی مجیدی  | 
 

اول به سراغ يهودي‌ها رفتند من يهودي نبودم، اعتراضي نکردم پس از آن به لهستاني‌ها حمله بردند من

 لهستاني نبودم و اعتراضي نکردم آن‌گاه به ليبرال‌ها فشار آوردند من ليبرال نبودم، اعتراض نکردم سپس

 نوبت به کمونيست‌ها رسيد کمونيست نبودم، بنابراين اعتراضي نکردم سرانجام به سراغ من آمدند هر

 چه فرياد زدم کسي نمانده بود که اعتراضي کند

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 11:19  توسط امین بنی مجیدی  | 

 پوستر همایش

به مناسبت نخستين سالمرگ زنده ياد منصور بني مجيدي اولين دوره جايزه شعر منصور  از سوي خانواده وي در سينما دريا آستارا برگزار شد .

 

تندیس اهدایی به برندگان

 

دکتر وطنی و رضا دهقان دوستان خانوادگی در کنار مجسمه منصور در مزار شاعر

  از بهمن ماه سال گذشته اطلاعيه برگزاري شعر منصور توسط رسانه ها و وبلاگ شخصي شاعر به نام و نشاني « اين ابر در گلو مانده » www.banimajidi-mansoor.blogfa.com انعكاس يافت كه در نهايت از 85 شاعر و بيش از 270 اثر 12 تن توسط هيأت 3 نفره داوران به مرحله پيش از نهايي راه يافتند . در نهايت هيأت داوران آقايان اكبر اكسير،‌علي رضا پنجه اي و علي شاه مولوي به اعلام نتيجه به شرح زير اقدام نموده اند . شايان ذكر است 12 تن از شاعراني كه به مرحله ي پيش ار نهايي راه يافتند به ترتيب حروف الفبا به شرح زير بودند:

1-     حميدرضا اقبالدوست

2-     رومينا پور رستم

3-     آرش پور عليزاده

4-     ستار جانعلي پور

5-     بابك خوش جان

6-     آزاده دواچي

7-     هاني شجاعي

8-     ساغر شفيعي

9-     سعيده كشاورزي

10- محمد مفتاحي

11- داوود ملك زاده

12- آرش نصرت اللهي

    در ضمن جايزه نفر اول لوح ، تنديس و يك سكه تمام بهار آزادي  نفر دوم لوح ، ‌تنديس و نيم سكه بهار آزادي نفر سوم لوح ، ‌تنديس و ربع سكه بهار آزادي و شاعر برگزيده لوح ،‌ تنديس و ربع سكه بهار آزادي بوده است.همچنین به جوان ترين شركت كننده لوح و هدايايي تعلق گرفت.

 

هیات داوران، مدیر روزنامه معین و اعضای خانواده منصور

 لازم به ذكر است كه تاكيد اعضاي هيات داوران بر اين نكته بود كه شعرها بر اساس كُد به داوران ارايه شود تا شائبه شناختن شاعران به حداقل ممكن تقليل يابد ، بنابراين هيات داوران نيز تا پيش از اعلام راي خود اطلاعي از نام شاعران منتخب و برگزيده نداشتند و تنها بر اساس شماره كد ،  نفرات مورد نظر را به دبيرخانه معرفي كردند

 

 

بيانيه ي هيات داوران

همايش شعر منصور

يادمان نخستين سال­مرگ زنده ياد منصور بني مجيدي

شاعر و فرهنگي نامور

 

شعر نو امروز ما با قرائت هاي متفاوتي از جهان مواجه است ، سنت ، مدرنيسم و پست مدرنيسم از مفاهيمي ست كه خواه نا خواه نشانه هايي از خود را در شعر امروز ريشه دوانده اند ، شعر دعاي فراموش دوران هاست­  و منعكس كننده­ي باورداشت هاي بشري از طريق  اوراد و اذكار آئيني كه به­صورت نخستين زمزمه هاي شاعرانه ثبت شده است، بر همين باور مي­توان طي شدن مسير سنت ، مدرنيسم و پست مدرنيسم را به قدمت عمر آدمي بازجست ، از همين روست كه شاعران به خلق آثار شعري پرداخته اند و هر يك بنابر بستر مناسب  فرهنگي در اذهان مردم ، مخاطبان خود را يافته اند . بنابراين همه گونه شعر را همه­گان بر نمي­تابند . هيات داوران نيز از هر شاعر چند شعر را مورد بررسي قرار داده و هر يك از داوران بر اساس دريافت هاي زيبايي شناسانه­ي خود به انتخاب نفرات پرداخته اند . بنابراين نفرات برگزيده­ي شرح زير محصول ساعت ها مباحثه­ي اغنايي با در نظر گيري ملاحظات كار سخت داوري و فرايند راي زني و مفاهمه است .

هم از­اين­رو از ميان دوازده شاعر برگزيده براي اعلام نتايج نهايي بي آن كه از قدر و منزلت ساير شاعران كاسته شود ، راي نهايي هيات داوران را از نظر مي گذراند :

هيات داوران نخستين همايش شعر منصور:

جايزه اول شعر را به خانم سعيده كشاورزي به واسطه دغدغه ي نوگرايي در حوزه­ي  مفهوم ، زبان و ساخت اعطاء مي كند .

جايزه دوم شعر را به آقاي آرش نصرت اللهي به واسطه ي تلاش نوگرايانه براي ارايه­ي زباني ساده ، صميمي با دغدغه هاي نوگرايانه اعطاء مي كند .

جايزه سوم شعر را به آقاي حميدرضا اقبالدوست براي تلاش در زمينه­ي ارايه تصاوير ملموس و ساده نويسي اعطاء مي كند .

جايزه شعر برگزيده را به آقاي ستار  جان­علي پور براي نگاه ويژه اش به مفاهيم شعري و تلاش براي ارايه­ي  ساخت نو اعطاء مي كند .

هيات داوران به واسطه­ي نقش حايز اهميت زنده ياد بني مجيدي در معرفي نسل نو آستارا ، براي تداوم شعر نو در شهر بام هاي سفالي از خانم رومينا پور رستم به عنوان جوان ترين شركت كننده در اين همايش تقدير به عمل
مي آورد .

 

هيات داوران:

 

اكبر اكسير                                     علي رضا پنجه اي                             علي شاه مولوي

 

11 – تير - 1388

+ نوشته شده در  شنبه 13 تیر1388ساعت 7:7  توسط امین بنی مجیدی  | 

بعد از پخش پنج امين مناظره از تلوزيون ايران كه واقعا بي سابقه و حركت جالبي بود ، الان بيشتر بحث بر اين است كه كدام مناظره آتشين و جنجالي تر از بقيه بود.بي شك مناظره ي دوم كه بين آقايان موسوي و احمدي نژاد صورت گرفت، بدليل ساختار شكني در فضاي سياسي ايران و همچنين صدا و سيما، اكثر مردم را مات و مبهوت گذاشت.جايي كه آقاي احمدي نژاد پس از چهار سال، در آن روز موفق به كشف مفسدان اقتصادي شده و با تغيير شغل به مقام دادستاني و قضاوت روي آورده بود.اما آقاي موسوي با متانت و ادب كه خاص مردان بزرگ است، از كشيده شدن كشور به طرف خرافه گرايي و انحراف در اين دوره به شدت انتقاد كرد.اين مناظره البته سوژه هايي هم براي كودكان خردسال نيز داشت جايي كه آقاي احمدي نژاد با نشان دادن عكس خانم رهنورد به آن شكل باعث خنده آنها شد.

مناظره آقايان احمدي نژاد و كروبي نيز جذابيت هاي خاص خود را داشت. جايي كه آقاي احمدي نژاد با نشان دادن نقاشي هايي كه در زبان علمي به آنها نمودارهاي ميله ايي يا هيستوگرام نيز گفته مي شود مي خواست نشان دهد كه تورم اين دوران پايين تر از تمام دوران تاريخ ايران بوده است در حاليكه ننه جون اقاي كروبي هم نيازي به ديدن اين تصاوير نمي ديد و با مقايسه قيمت ها در 4سال پيش با اكنون به سادگي مي توانست پي به افزايش قيمت ها ببرد. البته اگر دولت محترم قبول كند كه افزايش قيمت ها با نرخ تورم رابطه ايي داشته باشد .اما مناظره شب گذشته بين آقايان موسوی و كروبي به نظر من بهترين و جالبترين اين مناظره ها بود. جايي كه آمارهاي نشان داده شده از طرف آقاي موسوي با آمارهاي شب گذشته جناب دكتر احمدي نژاد تفاوت هاي فاحشي داشت.اما شاه بيت اين مناظره زماني بود كه در اواخر مناظره جناب مهندس موسوي با پاسخ بسياركوبنده  به مجري برنامه هنگامي كه ايشان به طرفداري از جناب دكتر برخاسته بودند گفت كه صدا و سيما شب و روز در اين مدت در اختيار آقاي احمدي نژاد است و شما حق نداريد به من بگوييد كه در موردشان حرف نزنم.اصلا دليل اين كه بنده وارد انتخابات شده ام به خاطر تغيير وضع موجود است.آقاي احمدي نژاد مي تواند سه برابر زماني كه من صحبت كرده ام پاسخ دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 11:10  توسط امین بنی مجیدی  | 

در اصطلاح بازاريابي واژه ايي به نام مشعوف بسيار جا افتاده است.معمولا هر كالا و خدماتي در مورد مشتريان سه حالت رو مي تونه به وجود بياره، يكي حالت نارضايتي است و اون وقتي به وقوع مي پيونده كه مشتري در مقابل مبلغي كه پرداخت مي كنه محصول يا خدماتي پايين تر از سطح استاندارد و انتظارش دريافت كنه، حالت بعدي زماني است كه مشتري چيزي مطابق با سطح انتظار و استاندارد دريافت كنه،در اين حالت مشتري راضي است . حالت بعدي زماني است كه چيزي فراتر از سطح انتظار و استاندارد به مشتري عرضه بشه در اين حالت مشتري مشعوف مي شه.

حالا اين قضيه چه ربطي به انتخابات داشت؟! ربط داره... هر كس كه ديشب فيلم انتخاباتي مهدي كروبي رو ديده باشه لزومي به توضيح من نمي بينه.ديشب سوالاتي كه آقاي كرباسچي از كروبي مي پرسيد به نظر من يك گام هم جلوتر از انتظارات عمومي مردم براي تغيير بود.سوالاتي در مورد سياست خارجي و... كه خيلي شفاف بيان مي شدند.حتي حاله ي نوري كه آقاي ابطحي از كروبي پرسيدن هم واقعا من رو متعجب كرد كه انقدر صريح بتوانند از كانديداي بخصوصي انتقادكنند.

يك مساله ايي كه اين وسط باقي مي مونه اينه كه چيزي كه قبلا باعث مشعوف شدن مشتري مي شد ، از دفعات بعد به يك انتظار تبديل مي شه و مشتريان همين خدمات جديد رو به عنوان انتظار از ساير رقبا به عنوان استاندارد درخواست مي كنند و اگر رقيبي نتواند به آنها پاسخ بدهداز ليست انتخاب مشتري ها حذف مي شود. روي سخن من با اين تفاسير به آقاي مهندس مير حسين موسوي است كه اگه نمي تواند جزو كسايي باشد كه مشتري رو مشعوف كندحداقل زير استانداردها قرار نگيرد و مشتري ها رو از دست ندهد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 10:16  توسط امین بنی مجیدی  | 

شايد شما هم با من هم عقيده باشيد كه اولين فيلم انتخاباتي مير حسين موسوي خيلي نااميد كننده بود.ده دقيقه اول فيلم كه آدم حس مي كرد داره روايت فتح مرتضي آويني رو مي بينه،. بعضي از صحنه ها هم كه دقيقا كارهاي پوپوليستي احمدي نژاد رو به ياد آدم مي انداخت مثل اون جانبازي كه مي گفت من فلان جا كفش نداشتم و مهندس كفشش رو درآورد و به من داد.كه به نظر من دادن كفش به يكي به هيچ وجه دليل خوبي براي انتخاب اون شخص به عنوان رئيس جمهور نيست! البته اين فيلم نكات مثبتي هم داشت.مثلا جايي كه به تقسيم بندي خودي وغير خودي از طرف مهندس اشاره شد و ايشون اين كار رو تقبيح كرد و يا سياست تنش زدايي و گريز از ماجراجويي ها در سطح بين الملل، حقوق زنان و حقوق شهروندي براي همه افراد ، از ديگر نكات مثبت گنجانده شده در فيلم بود.

اما چرا باز با اين تفاسير بايد به موسوي راي بديم.به نظر شخص خود من صحبت ها و حتي برنامه هاي آقاي كروبي بيشتر به خواست عمومي مردم نزديكتره، حتي روشنفكران و افرادي كه از ايشون حمايت مي كنند، افرادي هستند كه كارنامه خيلي مشخصي در زمينه مبارزات اصلاح طلبي و ايجاد جامعه مدني دارن ولي شايد عدم اطمينان مردم از عمل به وعده ها ويا به عبارت درست تر نتوانستن در عمل به وعده ها از طرف اقاي كروبي ، مانع ايجاد موج مردمي در حمايت از ايشون شده.به نظر مي رسه كه طيف حامي احمدي نژاد يعني حدود ده يازده مليون نفر از انتخاب دكتر براي 4 سال ديگه و يا شايد مادام العمر ايشون به عنوان رئيس جمهور ترديدي به خودشون راه نمي دن. پس اشخاصي كه نمي خوان آقاي احمدي نژاد رئيس جمهورشون باشه بايد به موج بپيوندند و همه ي شواهد و قرائن نشون مي دهد كه با حمايت همه جانبه محمد خاتمي از مهندس، اين موج در حمايت از موسوي به راه افتاده.

من پيشنهاد هايي هم براي فيلم مستند بعدي مهندس موسوي دارم، مثلا به جاي اينكه از زبون خودشون به صورت مصاحبه مطالبي پخش بشه، فيلم يك روند داستاني هيجان انگيز داشته باشه.همچنين به جاي اينكه بيشتر به مسائل اقتصادي زوم كنند، كه يك چيز مبهمه وراه حل قاطع و مشخص نداره ،رو مسائل سياسي و روابط خارجي مانور بدن كه به نظر من اولويت اول كشور فعلا همين موضوعه،چون تمام موارد ديگه از جمله اقتصاد هم به روابط ما با كشور هاي ديگه مرتبط مي شه.

از پتانسيل محمد خاتمي بيشتر استفاده بشه، يادمون نره كه موقع رياست جمهوري جناب خاتمي ، فرانسه ، ايتاليا،آلمان واكثر كشورهاي بزرگ يا ميزببان رئيس جمهور ما بودن يا به كشور ما سفر كردن ولي در دوره ي فعلي حتي وزيران امور خارجه اين كشورها پس از دو سه بار به تعويق انداختن سفرشون آخر سر این سفر رو به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول می کنند! البته از انصاف نبايد گذشت كه كشور جيبوتي و آقاي چاوز هر دو سه هفته يكبار يا مهمان رئيس جمور ايران هستند يا ميزبان ايشون.

پيشنهاد بعدي اينكه به جاي تلاش براي جذب يكي دو مليون آراي اصول گرايان كه بسيار بعيد به نظر مي رسه كه گزينه اي به جز احمدي نژاد داشته باشند، به فكر اكثريت خاموش باشند كه مدتهاست با انتخابات قهر كردن ولي به خاطر تغيير وضع موجود دنبال گزينه ايي به غير از احمدي نژاد هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 14:34  توسط امین بنی مجیدی  | 
این پست صرفا برای شما مراجعه کننده گرامیه

لطفا نظراتتون رو (با رعایت احترام برای همه) در مورد موارد زیر در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری در قسمت نظرات بنویسین

 

۱- نتیجه  انتخابات  دوره گذشته تا چه حد نظر کساییکه شرکت نکردن رو تامین کرده ؟

۲- آیا نبود کاندیدای مورد نظر در بین نامزدها باید مانع شرکت در انتخابات بشه؟

۳- آیا باید با آرمانگرایی هیچکدام از کاندیداها را مناسب انتخاب ندانیم؟

۴- آیا به نظر شما می توانیم بدنبال حداقل ها در بین دو کاندیدای اصلاح طلب باشیم؟

۵- آیا دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد با ایده آل های شما مطابقت داره؟

 

همچنین لطفا در نظر سنجی مربوط به انتخاب رئیس جمهور هم شرکت کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 20:20  توسط امین بنی مجیدی  | 
 

زندگي زيباست اي زيبا پسند 

                               زنده انديشان به زيبايي رسند

آنچنان زيباست اين بي بازگشت

                               كز برايش مي توان از جان گذشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 20:53  توسط امین بنی مجیدی  | 
بعضی وقتا آدم بدجوری دلش می شکنه . اما بیشتر وقتا دلتو می شکونن . اصلا چرا یه موقع هایی همه ی زمین و زمان دست به دست هم می دن تا تو ناراحت باشی؟ همه ی کائنات می خوان خراب شن رو سرت ؟ ! آخه اون موقع هایی که یه هو همه چیز خوب می شه یادت می ره که دنیا خیلی نا مرده !

آخ ! چقدر سخته قورت دادن یه بغض واقعی ! چقدر سخته نگرانی ! غصه ی از دست دادن خنده ها و شادی هات . غصه ی از دست دادن امیدهات . دلیل آرامشت و غصه ی گم شدنت تو ...

شاید بعدا گریه کردم ولی حالا فقط یه حس ترحم به خودم پیدا می کنم که ازش متنفرم  . انگار خودم در مقابل خودم یه کس دیگه ام که خیلی بدبخته!

کاش این بهار لعنتی هیچ وقت نمیومد .

 

این متن رو از وبلاگ آنگاه که چشم از نگاه جدا شد برداشتم. ولی هر چی فکر می کنم می بینم که انگار یکی به جای من حرف های دل من رو زده...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 11:35  توسط امین بنی مجیدی  | 

تضمين

 

با اين ظرافت مرموز

سر وته تمام دريا را / طوفاني مي كنيد

با اين رفتار دلربا ...

انگار دل من ساليان سال است

كه گردگيري نشده

-        و اما اي كاش به جاي چشمان بسته

يك جفت گوش سالم مي داشتيد ...

-        زمانه ي تلخي ست شيرين كام باشيد !

اينجا دراويش به سادگي به مراد نمي رسند

قطبي بايد قوي تر ...

ديگر پشت به پشت تبرزين عشق

نمي توان سنگر گرفت

با اين همه تباني سرمايه سودي نبخشيد

فعلاً نه تنها رقص و سماع عارفانه

لبريز نيرگ گشته هيچ

بلكه بوي بيهودگي از خانقاه كهنه رباط مي آيد

شاگردان خوب اين درويش

مثل اينكه ترك تحصيل كرده اند

معجزه بي معجزه

تمامي خرافات پر سود

در اينجا تضمين شده است !؟

 

شعر از روانشاد منصور بني مجيدي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 17:55  توسط امین بنی مجیدی  | 
دو فنجان دوستي

 

Tow cups of friendship

 

استاد كلاس فلسفه در مقابل شاگردان ايستاده بود و چندچيز هم در مقابلش روي ميز قرار داشت. وقتي كلاس شروع شد، او بدون اين كه حرفي بزند،يك شيشه بزرگ و خالي مايونز را برداشت و آن را با توپهاي گلف پر كرد، بعد از شاگردان پرسيد كه آيا به نظر آنها شيشه پر شده است؟گفتند پر شده است.

A professor stood before his philosophy class and had some items in front of him. When the class began, wordlessly, he picked up a very large and empty mayonnaise jar and proceeded to fill it with golf balls. He then asked the student if the jar was full? They agreed that it was.

 

بعد استاد يك جعبه سنگريزه درآورد و آنها را داخل شيشه ريخت. شيشه را آهسته تكان داد. سنگريزه ها در فضاهاي خالي ميان توپ ها قرار گرفتند. بعد دوباره از شاگردان پرسيد كه آيا به نظر آنها شيشه پر شده است؟ گفتند پر شده است.

So the professor then picked up a box of pebbles and poured them into the jar. He shook the jar lightly. The pebbles rolled into the open areas between the golf balls. He then asked the students again if the jar was full? They agreed it was.

 

استاد سپس يك جعبه شن درآورد و آنها را هم توي شيشه ريخت.البته شنها همه فضاهاي خالي را پر كردند. بار ديگر از شاگردان پرسيد كه آيا به نظر آنها شيشه پر شده است؟ شاگردان متفق القول گفتند:"بله"

The professor next picked up a box of sand and poured it into the jar.
Of course, the sand filled up every thing else. He asked once more if the

jar was full? The students responded with an unanimous "yes"

 

سپس استاد دو فنجان قهوه از زير ميز درآورد آنها را تماماً در شيشه ريخت. در نتيجه فضاهاي خالي ميان شن ها هم پر شد. شاگردان خنديدند.

The professor then produced two cups of coffee from under the table and poured the entire contents into the jar, effectively filling the empty space between the sand. The students laughed.

 

وقتي خنده تمام شد، استاد گفت:‹‹حالا از شما مي خواهم كه اين شيشه را به مثابه زندگي خودتان بدانيد.توپهاي گلف موضوعات مهم زندگي شما هستند:خدا،خانواده،فرزندان،سلامتي،دوستان و روابط عاطفي مورد علاقه تان موضوعاتي كه اگر همه چيزهاي ديگر از دست بروند و فقط آنها بمانند، هنوز زندگي تان پر است.››

"Now," said the professor, as the laughter subsided, "I want you to recognize that this jar represent your life. Important things-God, family, your children, your health, your friends, and your favorite passion-things that if everything else was lost and only they remained, your life would still be full."

سنگريزه ها موضوعات مهم ديگر هستند، مانند كار، خانه و اتومبيل تان. شن ها موضوعات كم اهميت تر بعدي هستند. اگر اول سنگريزه ها را داخل شيشه بريزيد،ديگر جايي براي شن ها يا توپ هاي گلف باقي نمي ماند.

The pebbles are the other things that matter like your job, your house, and your car. The sand is everything else-the small stuff."

"If you put the sand into the jar first" he continued," there is no room for the pebbles or the golf balls."

 

زندگي هم همينطور است. اگر همه وقت و انرژي تان را صرف موضوعات كم اهميت كنيد، هرگز براي چيزهايي كه برايتان اهميت دارند، فرصت نخواهيد داشت.

The same goes for life. If you spend all your time and energy on the small stuff, you will never have room for the things that are important to you.

 

به چيزهايي كه براي خوشبختي تان  ضرورت محسوب مي شوند توجه كنيد. با فرزندتان بازي كنيد. براي معاينات پزشكي تان وقت صرف كنيد.دوستان تان را به شام دعوت كنيد. دوباره به هجده سالگي برگرديد.

Pay attention to the things that are critical to your happiness. Play with your children. Take time to get medical checkups. Invite your friends to dinner. Play another 18.

 

هميشه براي تميز كردن خانه و تعمير وسايل مصرفي وقت خواهد بود. پيش از همه حواس تان به توپ هاي گلف باشد، يعني چيزهايي كه واقعاً اهميت دارند. اولويتها را مشخص كنيد، باقي شن هستند.

There will always be time to clean the house and fix the disposable. Take care of the golf balls first, the things that really matter. Set your priorities. The rest is just sand.

 

يكي از شاگردان دستش را بلند كرد و گفت:"قهوه در اين بين نشان دهنده چه چيز است؟" استاد لبخند زد و گفت:"خوشحالم كه سوال كرديد: اين فقظ نشان مي دهد كه هر قدر هم زندگي تان به ظاهر پر باشد ولي هميشه براي صرف يك فنجان قهوه با دوستان وقت هست."

One of the students raised her hand and inquired what the coffee represented the professor smiled. "I'm glad you asked. It just goes to show you that no matter how full your life may seem, there's always room for a couple of cups of coffee with a friend."

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 20:58  توسط امین بنی مجیدی  | 
سال ميمون

 

دوستم ، چند خانه ، با ما ، فاصله دارد ...

من ، چند رود با او

مي گويند : آدم و حوا

پدر و مادر ما هستند

ولي ، اين ميمون هاي متكامل داروين

به جاي برادرانمان ، هابيل !

دسته دسته

گوريل ، خاك ، مي كنند ؟!

شعر از كتاب  ساعت هاي بي خيزاب منصور بني مجيدي- صفحه ۳۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 0:51  توسط امین بنی مجیدی  | 
 

عید آمد و رفت

 

       دروغ سیزده !!

 

شعر از علیرضا پنجه ایی

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 22:15  توسط امین بنی مجیدی  |